تبليغاتX
محرم

محرم

گزارشات

برای مشاهده گزارشات اینجارا کلیک کنید
+ نوشته شده در  جمعه بیست و هفتم آذر 1388ساعت 16:21  توسط  موریس - توکلی -امیری  | 

تحریف !


مراسم سوگوارى حضرت سيدالشهدا(ع) از ديرباز نقشى اساسى و غير قابل انكار به فرهنگ جامعه شيعى داشته و مؤلفه‌هاى بزرگى از هويت مذهبى شيعيان ايران و جهان را شكل داده است.

متأسفانه در طول سالهاى اخير ـ و شايد به دليل بي‌توجهى و كم‌كارى هنرمندان و شاعران طراز اول شيعه ـ شاهد برخى از انحرافات و عدول از اهداف راستين اين نهضت بزرگ، به‌ويژه در امر مداحى و سينه‌زنى بوده‌ايم. مقاله حاضر به صورت اجمالى به نقد و بررسى برخى از اين موارد پرداخته است.

امام علي(ع) در يكى از سخنان خود خطاب به كميل مي‌فرمايد: «هيچ حركتى نيست كه انجام دهى مگر آنكه براى آن محتاج به معرفت و شناخت هستى (تحفه العقول ص 17) اين امر دليل روشنى دارد، رسول اكرم(ص) در اين باره چنين فرموده است: «كسى كه كار انجام مي‌دهد و در آن آگاهى و شناخت لازم را ندارد، آنچه را كه خراب مي‌كند، بيش از آن چيزى است كه اصلاح مي‌نمايد.» اين دستور دينى كه غالباً در زندگى روزمره و در امور جزيى به كار گرفته مي‌شود، گاه در مسائل بسيار مهم به دست فراموشى سپرده مي‌شود از نمونه‌هاى برجسته آن كه در اينجا مورد بررسى قرار مي‌گيرد، عزادارى براى امام حسين(ع) است. برگزاركنندگان مراسم عزادارى براى سيدالشهدا(ع) بايستى شناخت و معرفت كامل نسبت به اين امام همام و نهضت عاشورايى آن حضرت داشته باشند اما فقدان اين شناخت موجب شده تا بسيارى از مجالس سوگوارى امروزى هر چه كه پرشورتر مي‌شود، از هدف خود دورتر شود همچنان كه امام صادق(ع) فرموده «كسى كه عملى را بدون بصيرت و آگاهى انجام دهد، مانند رهروى است كه راه را اشتباه پيموده است. لذا هر چه تندتر رود، از مقصود دورتر مي‌شود. (اصول كافي، ج 1، ص 54) اثبات اين ادعا چندان دشوار نيست. اشعار و نوحه‌هايى كه امروزه در مجالس عزادارى امام حسين(ع) خوانده مي‌شود، دليل روشنى بر صدق دعوى ماست. در ابتدا ويژگيهاى مشترك اين اشعار را به اختصار بيان نموده و سپس به بررسى آنها مي‌پردازيم.

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و پنجم آذر 1388ساعت 22:49  توسط  موریس - توکلی -امیری  | 

نیایش امام حسین

 


پروردگارا، مرا به كه وا مى‏گذارى، به خويشاوندى كه پيوندمحبت را مى‏گسلد، يا بيگانه‏اى كه با من خشم مى‏راند، يا به آنان‏كه مرا خوار مى‏شمارند و حال آن كه تو خداى منى و رشته سرنوشت‏من در چنگ توست! از غربت و تنهايى و دورى خانه‏ام و خوارى‏ام درچشمان كسى كه وى را بر من مسلط گردانيده‏اى، به درگاه تو شكايت‏مى‏آورم.

بارالها بر من خشم مگير كه اگر تو بر من خشم نياورى، مرازغير تو باكى نيست و مگر نه اين است كه فراخناك لطف و عافيت تومرا كافى است!

خداوندا، تو را به نور جمالت كه بر زمين و آسمانها تابيده‏است و پرده‏هاى تاريكى را برانداخته و كار گذشتگان و آيندگان راصلاح بخشيده است، سوگند مى‏دهم و از تو مى‏طلبم كه در آن حال كه‏بر من خشم گرفته‏اى، مرا نميرانى و قهر خود را بر من نازل‏نگردانى كه تو مى‏توانى قهر و عتاب را رها كنى و به لطف بازآيى‏و از من خشنود شوى!

اى آن كه سپاسگزاريم به درگاه وى اندك است، اما او محرومم‏نمى‏سازد و گناهانم بسيارند لكن مرا به فضيحت و رسوايى‏نمى‏كشاند، پيوسته مرا در حال انجام گناهان مى‏نگرد، اما هيچ گاه‏به خوارى نمى‏راندم!

اى آن كه در كودكى مرا محافظت فرمودى و در هنگام پيرى‏بى‏روزيم نگذاشتى. اى آن كه الطاف و نعمتهايت در نزد من بيرون‏از شمارند و توان شكرگزارى آنها را ندارم.

اى كسى كه با من به نيكويى و احسان رفتار مى‏كنى و من به زشتى‏و عصيان تو را پاسخ مى‏گويم. اى كسى كه مرا به يمن ايمان نجات‏بخشيدى، پيش از آن كه به طريقه شكر نعمتهايت آشنا باشم.

اى مولاى من، تويى كه نعمت دادى، تويى كه احسان كردى، تويى كه‏به نيكى رفتار نمودى، تويى كه كرامت فرمودى، تويى كه فضيلت‏بخشيدى، تويى كه فضل خود را به اتمام رسانيدى، تويى كه روزى‏عطا فرمودى، تويى كه كرم كردى، تويى كه توانمندم ساختى، تويى‏كه سرمايه‏ام دادى، تويى كه پناه دادى، تويى كه كفايت كردى،تويى كه هدايت كردى، تويى كه از گناه بازداشتى، تويى كه گناهان‏را پوشيدى، تويى كه گناهان را بخشيدى، تويى كه عذر پذيرفتى،تويى كه مكنت و جاه بخشيدى، تويى كه عزت دادى، تويى كه پشتيبان‏بودى، تويى كه تاييدم كردى، تويى كه يارى رساندى، تويى كه شفابخشيدى، تويى كه عافيت دادى، تويى كه اكرام كردى، خجسته و بلندمرتبه‏اى اى پروردگار من، ستايش جاودانه از آن توست و سپاس‏پيوسته تو را سزاست.

اما من اى خدايم، به خطاهايم معترفم، پس بر من ببخشاى! منم‏كه گناه كردم، منم كه خطا نمودم، منم كه نادانى كردم، منم كه‏به سوى گناه شتافتم، منم كه اشتباه كردم، منم كه به غير تواعتماد كردم، منم كه در عين دانايى گناه كردم، منم كه وعده‏هادادم، منم كه وفا ننمودم، منم كه پيمان شكستم، منم كه به جرم‏خود اقرار كردم.

بارالها، من بدان نعمات كه مرا داده‏اى اذعان دارم، به‏گناهانم اعتراف كرده و از آنها باز مى‏گردم; تو نيز مرا بيامرز.

اى كسى كه گناه بندگان تو را ضررى نرساند و نيازى به طاعت‏ايشان ندارى، هر كدام از بندگانت كه كارى نيكو به جاى آورند،به توفيق و لطف توست، پس ستايش و حمد تو را سزاست

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و پنجم آذر 1388ساعت 22:49  توسط  موریس - توکلی -امیری  | 

فضایل امام حسین

احسان به قدر معرفت و بينش

روزى يك نفر از اعراب بيابان محضر حضرت حسين (ع) آمد و گفت: يابن رسول الله به يك خونبهاى كامل ضامن شده و از پرداخت آن عاجز شده‏ام، پيش خود گفتم: بروم مشكل خود را پيش بزرگوارترين مردم مطرح كنم و از او كمك بطلبم و از اهل بيت رسول الله، اصيل‏تر و بزرگوارتر نيافتم، لذا مشكل خودم را محضر شما آورده‏ام.

امام (ع) فرمود: اى برادر عرب سه مسأله از تو خواهم پرسيد اگر از يكى جواب بدهى يك سوم مال را به تو خواهم داد و اگر از دو مسأله جواب دادى دو سوم مال و در صورت جواب به هر سه مسأله، همه خونبها را به تو خواهم داد.

اعرابى گفت: يابن رسول الله (ص) آيا مثل تو از مثل من مى‏پرسد حال آنكه تو از اهل علم و شرف هستى؟ امام (ع) فرمود: بلى از جدم رسول خدا (ص) شنيدم، مى‏فرمود: «المعروف بقدر المعرفة» احسان به اندازه معرفت بايد باشد.

اعرابى گفت: حالا كه اين طور است بپرسيد اگر توانستم جواب مى‏دهم وگرنه از شما مى‏آموزم و لاقوة الا بالله.

امام (ع) فرمود: «أَىّ الاعمالِ أفضل؟»كدام عمل از همه اعمال افضل است؟ اعرابى جواب داد: «الايمان بالله» ايمان به خدا، امام فرمود: «فما النجاة من المهلكة؟»نجات از هلاكت كدام است؟ جواب داد: «الثقة بالله» اعتماد به خدا.

امام (ع) فرمود: كدام چيز مرد را زينت مى‏دهد؟ «فما يزيّن الرجل» گفت: علم كه توأم با حلم باشد.

فرمود: اگر آن نباشد كدام چيز زينت است؟

گفت: مال كه توأم با مروت و مردانگى باشد.

فرمود: اگر آن هم نباشد، كدام چيز زينت مرد است؟

جواب داد: فقر توأم با صبر و خويشتن دارى.

فرمود: اگر آن هم نباشد، ديگر چه چيز زينت انسان است ؟

جواب داد: صاعقه‏اى كه از آسمان بيافتد و او را بسوزاند، كه او به اين صاعقه اهل است .

حضرت خنديد و كيسه‏اى به اعرابى داد كه هزار دينار در آن بود، و انگشتر مباركش را نيز به او داد كه نگين آن به دويست درهم مى‏ارزيد، فرمود: دينارها را به طلبكاران خود بده، انگشتر را نيز صرف مخارج خودت بكن. اعرابى آنها را گرفت و اين آيه را خواند: «الله اعلم حيث يجعل رسالته» 1

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و پنجم آذر 1388ساعت 22:46  توسط  موریس - توکلی -امیری  |